دوران پسا کرونا

بازم امروز دیر از خواب بیدار شدم.ساعت نزدیک به ۱۱ بود.چیزی به ظهر نمانده بود.مثل چند روز قبل سراسیمه چای دم کردم و میز صبحانه را چیدم،اهالی منزل را بیدار کردم و چای خورده نخورده ،رفتم سراغ بساط نهار.

تا به خودم اومدم ساعت پنج عصر بود.به هانی زنگ زدم.چند روزی بود که با هم صحبت نکرده بودیم.بعد از هفت هشت بار زنگ خوردن بالاخزه جواب داد. نالان و بی حو صله میگفت اوضاع خیلی خراب هست ،استرسم زیاد شده،شبها نمیتونم بخوابم.باید حتما آرام بخش بخورم .بیشتر ساعات روز را خواب هستم و شب ها بیدار.یه چیزایی قاطی میکنم برای خوردن و میدهم به بچه ها………..ناگهان گفت :دیگه نمیتونم حرف بزنم،خداحافظ و بوووووووق نگاهی به خودم انداختم ،به خانه،به اهالی خانه،با خودمان چه می کنیم؟قرار است پس از گذر از این دوره ،چگونه باشیم؟ ناراحت و افسرده خسته و بی انگیزه اضافه وزن ودردمعده درد مفاصل و پوست چروکیده خیر ،من اصلا چنین چیزی را نمی پذیرم ،ساعت را برای هفت صبح کوک کردم.بعد از هفته ها ،صبح زود، دل از رختخواب کندم و به زندگی سلام کردم. بوی دلنشین بهار آواز دل انگیز گنجشک ها ابرهای تکه پاره ،نقش بسته بر آسمان آبی از این همه نعمت ،حظی وصف ناشدنی بردم. کمی نرمش و مراقبه انرژی وافری به وجودم روانه کرد ، قبراق و سرحال به استقبال باقی روز رفتم و ابن حال بی نظیر را با دیگر اهالی خانه شریک شدم. مطالعه،گوش دادن به موزیک،پخت کیک عصرانه،بازی با دخترک زیبام ، دستاوردش حال خوب و ذهنی آرام بود که خوابی خوش را برایم رقم زد.

بحران جزء لاینفک زندگیست،برد پاداش کسی است که حین مدیریت بحران و تلاش برای به سلامت عبور کردن از آن ،شرایط پس از بحران را نیز در نظر گزفته و با تدبیر و برنامه ریزی مناسب ،بهترین بستر را برای برگشت به روند زندگی سالم فراهم آورد.

تصمیم گرفتم روزهای پررنگی کرونا و قرنطینگی را چنان مدیریت کنم که در دوران “پسا کرونا”درگیر معالجه روح و روان و جسم خود نباشم.

والبته به هانی هم گوشزد خواهم کرد.قطعا می تواند اگر بخواهد.

زندگی کوتاه است .سهم خود را شاد و سالم زندگی کنیم.

الهام اشتری نژاد

۶ دیدگاه روشن دوران پسا کرونا

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت